گاهی فقط میخواهیم وضعیت آبوهوا را بررسی کنیم، به یک پیام پاسخ دهیم یا خبری کوتاه بخوانیم. گوشی را باز میکنیم و چند دقیقه بعد خودمان را در میان ویدئوهایی پیدا میکنیم که هیچ ارتباطی با نیاز اولیهمان ندارند.
یک نفر یخچالش را مرتب میکند. دیگری درباره عادت صبحگاهی افراد موفق حرف میزند. فردی ناشناس رستورانی را نقد میکند که احتمالاً هیچوقت به آنجا نخواهیم رفت. وقتی دوباره به ساعت نگاه میکنیم، میبینیم زمان زیادی گذشته است.
مشکل فقط از دست رفتن زمان نیست. گاهی حتی از چیزی که دیدهایم لذت نبردهایم. ذهنمان خستهتر شده، تمرکزمان کاهش یافته و بااینحال، چند دقیقه بعد دوباره همان مسیر را تکرار میکنیم.
این همان چیزی است که معمولاً با عنوان دوماسکرولینگ یا اسکرول بیپایان و اضطرابآور شناخته میشود؛ مصرف مداوم محتوا، بدون آنکه واقعاً چیزی به ما اضافه کند.
اما شاید راهحل، کنار گذاشتن کامل اینترنت نباشد.
اینترنت هنوز هم میتواند جایی برای کشف، بازی، یادگیری، آرامش و تجربههای غیرمنتظره باشد. مشکل از آنجا آغاز میشود که تمام این جهان گسترده، برای ما به چند شبکه اجتماعی و چند فید الگوریتمی محدود میشود.
وبسایتهای این فهرست قرار نیست الزاماً بهرهوری شما را افزایش دهند یا هر دقیقه از وقتتان را به یادگیری رسمی تبدیل کنند. بعضی از آنها آموزشیاند، بعضی آرامشبخش و برخی فقط عجیب و سرگرمکنندهاند.
تفاوت اصلی این است که بعد از وقت گذراندن در آنها، احتمالاً احساس نمیکنید یک ساعت از زندگیتان را بدون هیچ خاطره، کشف یا لذتی از دست دادهاید.

چرا اسکرول بیهدف تا این اندازه آسان شده است؟
بسیاری از ما اسکرول بیپایان را به ضعف اراده، تنبلی یا ناتوانی در مدیریت زمان نسبت میدهیم. اما واقعیت این است که بسیاری از پلتفرمها طوری طراحی شدهاند که سادهترین انتخاب را به تنها انتخاب در دسترس تبدیل کنند.
برای وارد شدن به یک شبکه اجتماعی فقط کافی است آیکون آن را لمس کنیم. نیازی نیست بدانیم دنبال چه چیزی هستیم. محتوا از قبل برای ما آماده شده، یکی پس از دیگری نمایش داده میشود و حتی برای دیدن مورد بعدی نیز لازم نیست تصمیم مشخصی بگیریم.
این تجربه با وبگردی قدیمی تفاوت دارد.
در اینترنت قدیمیتر، کاربران لینکها را دنبال میکردند، از سایتی به سایت دیگر میرفتند، موضوعی عجیب پیدا میکردند و گاهی ساعتها در مسیری غرق میشدند که خودشان انتخاب کرده بودند.
امروز هم میتوان چنین تجربهای داشت؛ به شرط آنکه گاهی از فیدها خارج شویم و دوباره اینترنت را بهعنوان فضایی برای کشف ببینیم.

۱. Radio Garden؛ جهان را از میان ایستگاههای رادیویی بشنوید
تصور کنید یک کره زمین دیجیتال مقابل شما قرار دارد. آن را میچرخانید، روی نقطهای در ایسلند، ژاپن، برزیل یا گوشهای از آفریقا کلیک میکنید و چند ثانیه بعد صدای یک ایستگاه رادیویی محلی را میشنوید.
ایده Radio Garden همینقدر ساده و جذاب است.
این وبسایت به شما اجازه میدهد ایستگاههای رادیویی زنده در سراسر جهان را روی نقشه پیدا و پخش کنید. ممکن است وارد یک برنامه صبحگاهی شوید که حتی زبانش را نمیفهمید، موسیقی محلی شهری را بشنوید که نامش را هم نشنیده بودید یا با یک ایستگاه کوچک جاز در آن سوی جهان آشنا شوید.
جذابیت اصلی Radio Garden فقط در تنوع موسیقی نیست. این وبسایت برای چند دقیقه، حس اتصال به زندگی روزمره مردم در نقاط دیگر جهان را ایجاد میکند.
شما فقط یک فایل صوتی پخش نمیکنید؛ برای لحظاتی وارد فضای شنیداری شهری دیگر میشوید.
Radio Garden میتواند هنگام کارهای روزمره، نوشیدن قهوه، مطالعه یا زمانی که از فهرستهای تکراری موسیقی خسته شدهاید، تجربهای متفاوت بسازد.
۲. Window Swap؛ چند دقیقه از پنجره خانه فردی دیگر به دنیا نگاه کنید
شبکههای اجتماعی معمولاً بهترین، جذابترین و ویرایششدهترین لحظات زندگی افراد را نشان میدهند.
Window Swap دقیقاً برخلاف این منطق عمل میکند.
در این وبسایت، افراد مختلف از سراسر جهان ویدئوهایی از منظره پنجره خود منتشر میکنند. گاهی با خیابانی شلوغ روبهرو میشوید، گاهی باران را روی سقف خانهها میبینید و گاهی منظرهای رو به جنگل، ساحل یا یک محله آرام نمایش داده میشود.
اتفاق خاصی نمیافتد.
کسی تلاش نمیکند شما را تحتتأثیر قرار دهد. محصولی فروخته نمیشود. خبری از مسابقه، نمایش موفقیت یا ساختن تصویر ایدهآل از زندگی نیست.
فقط یک پنجره است و بخشی کوچک از زندگی روزمره فردی که شاید هزاران کیلومتر با شما فاصله داشته باشد.
شاید همین بیادعایی، دلیل آرامشبخش بودن Window Swap باشد. این وبسایت یادآوری میکند که جهان فقط از لحظات بزرگ و قابل انتشار تشکیل نشده است. بخش زیادی از زندگی، همین خیابانهای بارانی، اتاقهای آرام و منظرههای معمولیاند.
۳. Earth.fm؛ صدای طبیعت، بدون موسیقی و سخنرانی انگیزشی
گاهی ذهنمان شبیه مرورگری میشود که دهها تب همزمان در آن باز مانده است.
فکرها متوقف نمیشوند، تمرکز دشوار میشود و حتی هنگام مطالعه، هر چند دقیقه یکبار دستمان به سمت گوشی میرود.
Earth.fm مجموعهای از صداهای ضبطشده طبیعت در نقاط مختلف جهان است. در آن میتوانید صدای جنگل، رودخانه، ساحل، باران، پرندگان، کوهستان و پارکهای طبیعی را بشنوید.
در اینجا خبری از موسیقی تمرکز، جملههای انگیزشی یا تکنیکهای پیچیده افزایش بهرهوری نیست.
فقط صدای محیط طبیعی وجود دارد.
میتوانید هنگام مطالعه، نوشتن، استراحت یا پیش از خواب یکی از صداها را پخش کنید. هدف لزوماً انجام کاری مهم نیست. گاهی همین که چند دقیقه از جریان دائمی محتوا فاصله بگیریم، کافی است.
Earth.fm برای کسانی جذاب است که سکوت کامل حواسشان را پرت میکند، اما از موسیقی نیز خسته شدهاند.
۴. Internet Archive؛ موزهای عظیم از حافظه اینترنت و فرهنگ دیجیتال
نامیدن Internet Archive بهعنوان یک وبسایت ساده، حق مطلب را ادا نمیکند. این پلتفرم بیشتر شبیه یک کتابخانه و موزه دیجیتال بسیار بزرگ است.
در آن میتوانید:
- کتابها و مجلههای قدیمی را مرور کنید؛
- فیلمها و ویدئوهای آرشیوی ببینید؛
- به موسیقی و فایلهای صوتی دسترسی داشته باشید؛
- نرمافزارها و بازیهای قدیمی را تجربه کنید؛
- یا نسخههای قدیمی وبسایتهایی را ببینید که دیگر وجود ندارند.
یکی از جذابترین بخشهای Internet Archive ابزار Wayback Machine است. با استفاده از آن میتوان مشاهده کرد یک وبسایت در سالهای گذشته چه شکلی داشته است.
ممکن است سراغ نسخه قدیمی یک سایت معروف بروید و ناگهان خودتان را در میان طراحیهای اینترنتی دو دهه پیش پیدا کنید. یا کتاب، تبلیغ، مجله و ویدئویی کشف کنید که اساساً نمیدانستید وجود داشته است.
Internet Archive نمونه خوبی از یک «حفره خرگوش» ارزشمند است؛ مسیری که ممکن است زمان زیادی در آن بگذرانید، اما در پایان چیزی دیده یا آموختهاید که پیش از آن نمیدانستید.

۵. Atlas Obscura؛ جهان عجیبتر از چیزی است که در راهنماهای سفر میبینیم
بیشتر وبسایتهای گردشگری درباره مقصدهایی مینویسند که همه میشناسند.
Atlas Obscura سراغ مکانهایی میرود که کمتر درباره آنها شنیدهایم:
- تونلهای مخفی؛
- موزههای کوچک و عجیب؛
- قلعههای متروکه؛
- بناهای فراموششده؛
- گورستانهای تاریخی؛
- کتابخانههای پنهان؛
- سازههای غیرمعمول؛
- و مکانهایی که داستانشان از ظاهرشان جذابتر است.
برای لذت بردن از Atlas Obscura لازم نیست در حال برنامهریزی سفر باشید. بسیاری از مطالب آن صرفاً بهدلیل عجیب بودن موضوع ارزش خواندن دارند.
ممکن است با کلیسایی تزئینشده با استخوانهای انسان روبهرو شوید، درباره شهری زیرزمینی بخوانید یا موزهای را پیدا کنید که تنها به موضوعی بسیار خاص اختصاص دارد.
این وبسایت نشان میدهد جهان واقعی، بسیار عجیبتر و متنوعتر از نسخهای است که معمولاً در فهرست معروفترین جاذبههای گردشگری میبینیم.
۶. GeoGuessr؛ جغرافیا را بدون کلاس درس یاد بگیرید
GeoGuessr شما را با استفاده از تصاویر خیابانی در نقطهای از جهان قرار میدهد و از شما میخواهد حدس بزنید کجا هستید.
در ابتدا احتمالاً حدسها تصادفیاند. اما خیلی زود متوجه میشوید که محیط اطراف پر از نشانه است:
- زبان تابلوها؛
- جهت رانندگی خودروها؛
- نوع پلاکها؛
- معماری ساختمانها؛
- پوشش گیاهی؛
- شکل جادهها؛
- وضعیت آبوهوا؛
- خطوط برق؛
- کوهها و نشانههای طبیعی.
پس از مدتی، به چیزهایی توجه میکنید که پیش از آن برایتان نامرئی بودند.
ممکن است از نوع تابلوهای جادهای بفهمید در کدام کشور هستید یا از رنگ خاک، مدل خودروها و شکل خانهها منطقه را حدس بزنید.
GeoGuessr از آن تجربههایی است که در آن بدون احساس حضور در کلاس، جغرافیا، مشاهدهگری و استدلال را تمرین میکنید.
البته باید مراقب باشید؛ این وبسایت بهراحتی میتواند زمانی بسیار بیشتر از پنج دقیقهای را که برایش در نظر گرفته بودید، به خود اختصاص دهد.

۷. Quick, Draw!؛ وقتی هوش مصنوعی تلاش میکند نقاشی شما را تشخیص دهد
برای استفاده از Quick, Draw! لازم نیست نقاش خوبی باشید. در واقع، بخش مهمی از جذابیت آن به این برمیگردد که بیشتر ما نقاشان چندان ماهری نیستیم.
در این بازی، موضوعی ساده به شما داده میشود و باید در مدت کوتاهی آن را بکشید. همزمان، یک مدل هوش مصنوعی تلاش میکند تشخیص دهد در حال ترسیم چه چیزی هستید.
ممکن است بخواهید یک دوچرخه، ساعت، حیوان یا شیئی روزمره بکشید و مدل در چند ثانیه حدسهای مختلفی بزند.
گاهی خیلی زود نقاشی را تشخیص میدهد و گاهی پاسخهایش کاملاً اشتباه و خندهدارند.
Quick, Draw! در ظاهر یک بازی ساده است، اما بهشکل غیرمستقیم نشان میدهد سیستمهای تشخیص الگو چگونه از نمونههای فراوان برای شناسایی شکلها استفاده میکنند.
مهمتر از آن، تجربهای سریع، سبک و بامزه است؛ چیزی که میتواند جای چند دقیقه اسکرول ناخودآگاه را بگیرد.
۸. Neal.fun؛ اینترنتی که هنوز برای ساختن چیزهای عجیب جا دارد
Neal.fun مجموعهای از تجربههای تعاملی کوچک، خلاقانه و گاهی کاملاً عجیب است.
هر صفحه آن شبیه نتیجه یک پرسش ساده اما غیرمنتظره است:
«اگر کسی این ایده را به یک تجربه تعاملی تبدیل کند، چه میشود؟»
در بخشهای مختلف این وبسایت میتوانید:
- ثروت افراد بسیار ثروتمند را بهصورت فرضی خرج کنید؛
- به اعماق اقیانوس سفر کنید؛
- اندازه سیارهها و اجرام مختلف را مقایسه کنید؛
- رویدادهای عجیب تاریخی را ببینید؛
- مقیاسها و اعداد بسیار بزرگ را بهتر درک کنید؛
- یا وارد تجربههایی شوید که هدف اصلیشان فقط برانگیختن کنجکاوی است.
Neal.fun یادآور دورهای از اینترنت است که افراد چیزهایی را نه فقط برای درآمد، جذب کاربر یا بهینهسازی نرخ تبدیل، بلکه صرفاً بهدلیل جذاب بودن یک ایده میساختند.
این وبسایت احتمالاً یکی از خطرناکترین گزینههای فهرست برای مدیریت زمان است؛ چون بهسادگی وارد یک صفحه میشوید و مدت زیادی بعد متوجه میشوید هنوز در حال کشف بخشهای دیگر هستید.
بااینحال، این نوع گم شدن با اسکرول بیهدف فرق دارد. در پایان، معمولاً چیزی برای تعریف کردن، فکر کردن یا بهخاطر سپردن دارید.
۹. Little Alchemy 2؛ کنجکاوی را با ترکیب عناصر ساده تمرین کنید
ایده Little Alchemy 2 بسیار ساده است.
با چند عنصر پایه شروع میکنید. آنها را با یکدیگر ترکیب میکنید و میبینید چه چیز تازهای ساخته میشود.
بهمرور، ترکیبها پیچیدهتر میشوند و از عناصر ساده به ساخت اشیا، موجودات، فناوریها، سیارهها و مفاهیم غیرمنتظره میرسید.
جذابیت بازی فقط در رسیدن به نتیجه نیست. بخش مهمی از تجربه، حدس زدن و آزمودن است:
اگر این دو را با هم ترکیب کنم چه میشود؟
آیا این عنصر با مورد دیگری ارتباط دارد؟
چه مسیر دیگری برای ساختن این شیء وجود دارد؟
Little Alchemy 2 یادآوری میکند که کنجکاوی همیشه به موضوعات جدی و پژوهشهای عمیق نیاز ندارد. گاهی یک بازی ساده نیز میتواند ذهن را به آزمایش، ترکیب کردن و کشف رابطهها وادار کند.
۱۰. The Useless Web؛ یک دکمه برای ورود به بخشهای بیفایده اما دوستداشتنی اینترنت
ایده The Useless Web را میتوان در یک جمله توضیح داد:
یک دکمه را فشار میدهید و به وبسایتی کاملاً تصادفی هدایت میشوید.
بعضی از سایتها مضحکاند. بعضی خلاقانهاند. بعضی هیچ معنای قابلتشخیصی ندارند و برخی آنقدر سادهاند که تعجب میکنید چرا کسی برای ساختنشان وقت گذاشته است.
اما همین موضوع، جذابیت اصلی آنهاست.
بخش بزرگی از اینترنت امروز با هدف مشخصی ساخته میشود:
- فروش؛
- تبلیغات؛
- جمعآوری داده؛
- افزایش تعامل؛
- هدایت کاربر؛
- یا تبدیل بازدیدکننده به مشتری.
The Useless Web ما را به بخش دیگری از اینترنت میبرد؛ جایی که افراد چیزهای کوچک، عجیب و بیفایدهای ساختهاند، فقط چون امکان ساختنشان وجود داشته است.
همه چیز لازم نیست مسئلهای بزرگ را حل کند. بعضی چیزها میتوانند فقط برای چند دقیقه ما را بخندانند یا متعجب کنند.
تفاوت این وبسایتها با شبکههای اجتماعی چیست؟
ممکن است در هر دو حالت، یک ساعت از زمانتان بگذرد. پس چرا یکی بهتر از دیگری است؟
تفاوت فقط در «مفید بودن» نیست.

این وبسایتها نیز میتوانند سرگرمکننده باشند و حتی باعث شوند بیشتر از چیزی که برنامهریزی کرده بودید وقت صرف کنید. اما تجربه آنها معمولاً چند تفاوت مهم با اسکرول الگوریتمی دارد.
شما مسیر را انتخاب میکنید
در شبکههای اجتماعی، محتوا بهطور مداوم برایتان انتخاب میشود. در این وبسایتها، معمولاً باید روی چیزی کلیک کنید، موضوعی را انتخاب کنید یا مسیری را دنبال کنید.
همین انتخاب کوچک، شما را از مصرفکننده کاملاً منفعل به کاربری فعالتر تبدیل میکند.
هر تجربه یک هویت مشخص دارد
در فیدهای اجتماعی، صدها محتوای نامرتبط پشت سر هم نمایش داده میشوند. یک خبر ناراحتکننده، یک شوخی، یک تبلیغ، یک ویدئوی آموزشی و یک بحث خشمآلود ممکن است در چند دقیقه کنار هم قرار بگیرند.
اما وقتی وارد Radio Garden، GeoGuessr یا Internet Archive میشوید، میدانید در چه فضایی قرار دارید و چه نوع تجربهای خواهید داشت.
احتمال کشف واقعی بیشتر است
الگوریتمها معمولاً محتوایی را پیشنهاد میکنند که شبیه علاقهها و رفتارهای قبلی ماست. اما وبگردی آزاد میتواند ما را با موضوعاتی روبهرو کند که هرگز به فکر جستوجویشان نبودیم.
کشف اتفاقی، یکی از ویژگیهای ارزشمند اینترنت است؛ ویژگیای که در فیدهای بیشازحد شخصیسازیشده بهتدریج کمرنگ میشود.
پایان تجربه قابلتشخیصتر است
فیدها پایان ندارند. همیشه ویدئو، پست یا خبر دیگری وجود دارد.
اما بیشتر وبسایتهای این فهرست دارای تجربههای مشخصتری هستند. یک بازی تمام میشود، یک ایستگاه انتخاب میکنید، مقالهای میخوانید یا چند منظره میبینید.
وجود همین نقاط توقف، خارج شدن از تجربه را آسانتر میکند.
قرار نیست تمام زمان ما «بهرهور» باشد
یکی از خطرهای صحبت درباره جایگزینهای اسکرول بیهدف این است که دوباره همه چیز را با معیار بهرهوری بسنجیم.
گویی هر دقیقه از زندگی باید به یادگیری مهارت، درآمد، پیشرفت شغلی یا انجام کاری قابلاندازهگیری منجر شود.
اما هدف این فهرست، تبدیل اوقات فراغت به دوره آموزشی نیست.
سرگرمی، بازی، تماشای منظره، شنیدن موسیقی و دیدن چیزهای عجیب نیز ارزشمندند. مسئله این نیست که همیشه کار مفیدی انجام دهیم. مسئله این است که میان استراحتی که واقعاً از آن لذت میبریم و مصرف محتوایی که فقط ما را خستهتر میکند، تفاوت بگذاریم.
گاهی نیم ساعت بازی کردن با GeoGuessr یا تماشای پنجرهای رو به یک خیابان بارانی، از نیم ساعت پرسه زدن میان محتوایی که حتی به یاد نمیآوریم، تجربه سالمتر و رضایتبخشتری است.

چگونه اسکرول بیهدف را با وبگردی آگاهانه جایگزین کنیم؟
داشتن یک فهرست خوب بهتنهایی کافی نیست. در لحظهای که از روی عادت گوشی را باز میکنیم، شبکههای اجتماعی همچنان نزدیکترین و آسانترین گزینهاند.
برای تغییر این رفتار میتوان چند اقدام ساده انجام داد.
پوشهای برای «اینترنت بهتر» بسازید
این وبسایتها را در یک پوشه مرورگر ذخیره کنید. نام پوشه میتواند چیزی مانند «برای کشف»، «استراحت بهتر» یا «بهجای اسکرول» باشد.
هدف این است که جایگزینها بهاندازه شبکههای اجتماعی در دسترس باشند.
میانبر سایتها را روی گوشی قرار دهید
برخی از این وبسایتها روی موبایل نیز قابلاستفادهاند. میتوانید میانبر آنها را روی صفحه اصلی قرار دهید تا برای باز کردنشان نیازی به جستوجو نداشته باشید.
پیش از باز کردن شبکه اجتماعی، هدف خود را مشخص کنید
از خود بپرسید:
«الان دقیقاً برای چه کاری میخواهم این برنامه را باز کنم؟»
اگر پاسخ روشنی ندارید، احتمالاً صرفاً از روی عادت عمل میکنید. در آن لحظه یکی از گزینههای این فهرست را امتحان کنید.
همه شبکههای اجتماعی را حذف نکنید
برای بسیاری از افراد، حذف کامل برنامهها پایدار نیست. هدف میتواند فقط ایجاد چند انتخاب دیگر باشد.
هرچه انتخابهای جذابتری در دسترس داشته باشیم، احتمال اینکه سادهترین گزینه را تنها گزینه ممکن تصور کنیم کمتر میشود.
اینترنت هنوز بزرگتر از چند اپلیکیشن است
دوماسکرولینگ لزوماً به این دلیل اتفاق نمیافتد که ما تنبل یا بیارادهایم. بخشی از مسئله این است که الگوریتمها، انتخاب آسان را به انتخاب پیشفرض تبدیل کردهاند.
اما اینترنت همچنان بسیار بزرگتر از فیدهایی است که هر روز میبینیم.
هنوز افرادی هستند که ابزارهای خلاقانه، بازیهای کوچک، آرشیوهای ارزشمند، تجربههای هنری و وبسایتهای عجیب میسازند. هنوز میتوان در اینترنت گم شد و در پایان، بهجای خستگی و احساس اتلاف وقت، با یک کشف تازه بازگشت.
دفعه بعد که انگشتتان بهطور خودکار به سمت یک شبکه اجتماعی رفت، یکی از این سایتها را باز کنید.
ممکن است باز هم یک ساعت از وقتتان بگذرد.
اما این بار، احتمالاً در پایان چیزی شنیدهاید، مکانی را دیدهاید، مطلبی یاد گرفتهاید یا دستکم چند دقیقه واقعاً سرگرم شدهاید.





